به نام خدايي كه زن آفريد
حكيمانه امثال ِ من آفريد
و بعداً مرا از لجن آفريد !
براي تو قدري چمن آفريد !
شبيه بز و كرگدن آفريد !
مرا مثل آهو ختن آفريد
رها در بهشت عدن آفريد
مرا بي كس و بي وطن آفريد
بلندگو به جاي دهن آفريد !
مرا خانه داري خفن آفريد
شراره ، پري ، نسترن آفريد
براد پيت من را حَسَنْ آفريد !
و عمري مرا در كفن آفريد
مساوي تر از سهم من آفريد
كه بر حسن صنعش هزار آفرين
چنين عاقل و بالغ و نازنين
و شد نام وي احسنالخالقين
مكاني درون بهشت برين
ندارم نيازي به لاك، همچنين
تو زيباييام را طبيعي ببين
نه كار پزشك و پروتز، همين !
نداده دم مشك من اشك و فين!
جدا از حسادت و بيخشم و كين
به من گفت از آن سيب قرمز بچين
و دادم به او سيب چون انگبين
من افتادم از آسمان بر زمين
كه اي مرد پاكيزه و مهجبين
و بيرون بده حرفشان را از اين
نشسته مداوم تو را در كمين !