بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین
السلام علی المهدی و علی ابائه طیبین الطاهرین و علی امنا فاطمه الزهرا سید النساء العالمین
: عصری که ما توش هستیم 2 تا تفاوت عمده داره با عصر قدیم ، اولیش اینه که شتاب پیشرفت از لحاظ تاریخی در عصر ما خیلی زیاد شده یعنی ما اگر مسیر تاریخ را منحنیش را ، از لحاظ پیشرفت در زندگی و تکنولوژی و تنوع زندگی ها رسم کنیم، منحنی تاریخ یه منختی با شیب ملایم بوده،یعنی همینطور که زمان میگذشته بشر یه سیر فوق العاده تدریجی در تحولات زندگیش پیدا می کرده ، عصری که ما الان درونش حضور داریم ، این منحنی یکباره رفته به سمت بالا ، یعنی در فاصله ی خیلی اندکی تحولات اجتماعی و تحولات تکنولوژیکی داره برای ما رخ می ده ! یعنی ما الانه همین حالا که ما دور هم هستیم ، نسبت به 7 سال پیش 6 سال پیش ، 8 سال پیش ، فوق العاده تنوع های جالبی وارد زندگی هامون شده ، در صورتی که این فاصله در نسل های گذشته ، اتفاقایی که طی 6 سال در زندگی ما ها می افته ، در نسل های گذشته گاهی توی 60 سال می افتاد، توی 80 سال می افتاد ، طبیعی که ، وقتی که سیر تحولات علمی سیرش از نظر زمانی شیب ملایم باشه جوامع آماده میشن که حظم کنن اون تحولات اجتماعی رو مثل اینکه من با آرامش بخوام غذایی رو طی 20 دقیقه با آرامش تناول کنم بعدا دو سه ساعت هم فرصت داشته باشم ، 3-4 ساعت این معده فرصت داشته باشه تا دفعه ی بعد که می خوام غذا تناول کنم ، اینا را حضم کنم ! حالا تصور کنید این 20 دقیقه تبدیل بشه به 3 دقیقه و به من بگن ضرف 3 دقیقه این غذا را باید بخوری و نوبت بعدی هم که باید غذا بخوری نیم ساعت دیگه است ! خوب ببینید من چه جوری می خوام این غذا را حضم کنم! این اولین مشکلیه که کاری هم به کشور ما نداره ، از این بابت مشکل دنیای امروزه که سیر تحولات تکنولوژیکی فوق العاده زیاد شده ! و همین باعث شده که تفاوت نسلی خیلی چشم گیر بشه ، یعنی اون چیزی که در گذشته ، تغییراتی که مثلا طی 60 سال 80 سال 100 سال رخ می داد الان طی 50 سال 30 سال 20 برابر اون تغییرات رخ می ده لذا آدمایی که 10 سال از نظر گروه سنی از بقیه بزرگترند کاملا با مطالب جدید تری نسبت به اون گروه سنی مواجه میشن و خود این یه معضل اساسی توی بحث ازدواج ایجاد کرده ، یعنی نوعا پدر و مادر ها یا حتی کارشناسان فرهنگی یا حتی اساتید یا حتی برادر و خواهر های بزرگ تر می خوان یه سفارشی رو به برادر و خواهر کوچکترشون بکنن رو بحث ازدواج بر اساس تجربه ی فردی خودشون با اینکه همین فاصله ی 10 ساله که بین ازدواج اون برادره بزرگتر بوده و این برادر کوچکتر تو این 10 سال اساسا پدیده هایی که براشون بوجود اومده خیلی متفاوته و این مساله تو جهان امروز به یه نحویه ، توی ایران امروز سرعتش بیشتره یعنی ما نیست توی پیشرفت جهانی یه چیزی حدود 50 – 60 سال عقب افتاده بودیم و می خواستیم توی این چند ساله عقب افتاده گی مون رو جبران کنیم ، شدت این شتاب در ایران به مراتب بیشتره نسبت به کشور های جهان داره رخ می ده نکته ی دومی که ما در عصر حاضر ما باش مواجهیم و باز متفاوت با اعصار گذشته اینه که عموما تکنولوژیهایی که در دنیا متولد می شد تا میومد برسه به دست ما یه دوره ی زمانی طولانی رو طی می کرد ، مثلا تلگراف ! تلگراف از وقتی که اختراع میشه از وقتی که استفاده می شه تا وقتی که در ایران استفاده میشه یه زمان نسبتا طولانی طول میکشه ، تلفن همین طور و خیلی دیگر از وسایل تکنولوژی در اعصار گذشته فاصلش تا می رسید به کشور ما خیلی طولانی بود ! این فاصله ی طولانی باعث می شد که آفت ها و وسایل جدید و پدیده های جدید اجتماعی که اون تکتولوژی با خودش داره ، تو همون موتل خودش مثلا تو غرب که متولد شده ، آثارش روشن بشه ، پخته بشه ، عایق بندی هاش بشه و بعد از اینکه عایق بندیاش شد و جلوی خطرات گرفته شد ، سریع بیاد کجا ؟ بعد که به کشور ما برسه ما فقط با یه اختراع روبرو نیستیم با یه پدیده ی جدید روبرو نیستیم ، با یه تجربه ای که اون پدیده طی 100 سال تو اون کشور پیدا کرده روبرو هستیم که اون تجربه هم با خودش میومد !
شما نگاه کنید از وقتی که موبایل اومد توی دنیای ما تا اومد وارد کشور ما شد فاصله اش 6-7 سال بیشتر نبود 7-8 سال بیشتر نبود یعنی فاصله خیلی کوتاه شد ، الان فاصله کوتاه تر از زمانی که موبایل وارد کشور ما شد هست، الان تکنولوژی جدیدی که روی موبایل میاد با فاصله ی 6 ماه 7 ماه بعدش ما تو کشورمون میاد 1 سال کمتر مثلا الانه امروز بشر امروز نمی دونه موبایل چه آثار پزشکی میتونه روی انسان بزاره ، این چیزهایی هم که میگن بعضا تخمینیه ، اگر موبایل هم داستان تلفن رو پیدا می کرد ، داستان های دیگه رو پیدا می کرد و عوارضش بعد از 2 نسل خودش رو نشون می داد، بعد که میومد تو کشور ما ، با اون عایق بندی ها میومد ، مثلا این موبایل این آثار سرطانی رو داره برا این که این درست بشه و این آثار سرطانی رو نداشته باشه باید این گونه استفاده بشه ، الان این ویژگی دوم عصر ماست که تکنولوژی از لحظه ی ایجادش تا لحظه ی استفاده ی ما فاصله اش فوق العاده کم شده و بهتر بگم بهتون بدون عایق بندیه لازم داره دست ما رو میگیره ، اینترنت همینطوره ، ماه واره همین طوره و چیزای دیگه که الانه در اختیار ما هست تکنولوژی پیشتر از اینکه بخواد حالت تکنولوژیکی داشته باشه ، تو دنیای امروز جلوه ی فرهنگی پیدا کرده یعنی با تغییر تکنولوژی ، فرهنگ یه جامعه تغییر پیدا می کنه یعنی با اومدن یک تکنولوژی جدید فرهنگ جامعه عوض میشه
ببینید کالاها و محصولات دیگری که طی قرون و اعصار گذشته وارد کشور ها میشده ، یا در یک کشوری اختراع می شده ، این کالاها تا میخواسته جاشو تو جامعه باز کنه ، مثلا یه جایی اندکی بهش می دادن مثلا یه تازه واردی بخواد تو جمع ما وارد بشه ، یه گوشه ای میگیم بشین ، دو نفر بیان 1 قسمت میگیم بشین ، اما یه وقت یه جمعیتی میاد یکدفعه ما نگاه می کنیم میبینیم سه چهارم ، چهار پنجم این جمعیت باید برن یه گوشه تا ما اینا رو جاشون بدیم ، تکنولوژی الانه با یه همچین سرعتی وارد جامعه ی ما شده ، تا وارد میشه ، یکدفعه می بینیم جای اکثری به خودش میگیره ، مثلا شما موبایل رو در نظر بگیرین ، یا همین وسیله کامپیوتر توی این دهه ی جدید اومده توی خونه های ما ، ببینید این چقدر جا گرفته یعنی الانه نسل جوان ما چند درصد وقتشون سرف این وسایل میشه ، چند درصد بقیه ی کارها می پردازن ، لذا است که تحولات جدید فرهنگی به بار میاره و این تحولات تو خود ازدواج هم خودشو نشون داده امروز از جناب آقای دکتر انوشه دعوت کردیم تشریف بیارن و خیر مقدم میگیم خدمتشون که تو این زمینه ما دیدگاه های ایشون رو بگیریم ؛ آثار روانشناسانه و تربیتی که رو خاص ابزار اینترنت می خواهیم صحبت کنیم و ارتباطهای اینترنتی ، تحولاتی که توی جامعه ما ایجاد کرده و نتایجی که به بار آورده و عایق هایی که باید داشته باشه رو می خواهیم باشون صحبت کنیم و آسیب های احتمالی و نهایتا هم روی شیوه ی ازدواج های اینترنتی که تا این واژه رو بعضی از شماها می شنوین میگین خوب مربوط به ماها نیست شاید مثلا 1% جامعه باشه ولی در خلال بحث متوجه می شیم که نه ، بستگی به تعریفی که ما از ازواج اینترنتی بدیم ممکنه جمعیت خیلی بیشتری از جامعه ازش متاثر باشن و توجه بهش نداشته باشن ، من دعوت می کنم از جناب آقای دکتر که تشریف بیارن ....
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الرب العالمین و صلی الله و علی محمد و آله الطاهرین : الهم صل علی محمد و آل محمد
عرض سلام دارم خدمت فرزندانم و خوشحالم از اینکه در خدمت بچه های خوب اصفهان هستیم ، من معتقدم که بنا به نثر صریح قرآن جنس مرد جنس خاکه و جنس زن جنس آبه و از امتزاج این خاک و آبه که چی بوجود میاد ؟ گِل بوجود میاد اما گاهی اوقات اگر خدایی نخواسته این خاک یا این آب آلوده باشه اون گل چیزی نخواهد شد که به شکل مطلوب در بیاد شما با اون گل چیز خیلی خوبی رو بدست نمیارید ، اگر خاک یا آب آلوده باشه!! یا هر دو
کنفسیوس یه جمله ی جالبی داره ! کنفسیوس میگه اگر برنامه ی 1 ساله ای دارید برنج بکارید ، اگر برنامه ی 10 ساله ای دارید درخت بکارید ، و اگر برنامه ی 100 ساله ای دارید ، پس انسان تربیت کنید کار تربیت انسان کار ساده ای نیست !
از حضرت لقمان پرسیدند : یا لقمان : تربیت این فرزند از چه سنی شروع می شود؟ فرمود از 20 سال قبل از تولدش
از 20 سال قبل از تولدش
یعنی از زمانی که والدینش 5-6 ساله هستن !
یعنی شما مجرد هایی که اینجا هستید ، همین الان در حال تربیت بچه هایی هستید که هنوز به دنیا نیومدند بنابراین هر کاری که ما انجام می دیم ، بدون شک تاثیر عمیقی داره روی فرزندی که قراره فردا به دنیا بیاد ! پسر و دختر جامعه ی ما با دو انگیزه ی متفاوت تا سنین قبل از دانشگاه با دو انگیزه ی متفاوت به همدیگه تمایل دارند ، دختر بالغ شده ی ما در سن 14.5 تا 18 سالگی با یک انگیزه و پسر جامعه ما تا سن 15 و16 سالگی با یک انگیزه ی دیگری در صدد برقراری ارتباط با دختر جامعه ی ماست ! دختر در سن 4 سالگی تا آخر عمر موجودی است که میل به جلب توجه داره ، چه در خانه ی پدر چه در محیط اجتماعی ، دختر موجودی است که میل به جلب توجه داره ، با شیرین کاری هایی که می کنه ، رفتارهایی که داره ، لطافت های رفتاری ، نظر پدر ، نظر مادر ، نظر خواهر ، نظر برادر ، اما این نظر به جلب توجه در دوران بلوغ به هیچ عنوان به این معنی نیست که دختر ما می خواهد با پسر جامعه ما رابطه برقرار کنه !!! ولی میل به جلب توجه داره ، دختر دوست داره بخصوص در سنین بلوغ ببینه که چند مرده حلاجه ، این ویژگی دختره ، دو صفت در دوران بلوغ در دختر شدت می گیره ؛ یکیش ضریب کنجکاویه ، یکیشم ضریب ذهن گرایی ! این دو تا صفت موهبت خداوند اند برای دختر اگر این دختر اهل یک خانواده ی با تربیت باشه ، اما همین دو صفت یعنی کنجکاوی و ذهن گرایی می تونه اسباب نغمت یک دختر باشه و درد سر یک دختر باشه اسباب آسیب و تزاهم یک دختر باشه اگر اون دختر در یک خانواده ی تا اهلی تربیت شده باشه ! به همین خاطر کنجکاوی یک دختر برای برقراری رابطه ی اینترنت با انگیزه ی دیگری است جدای از اون انگیزه ای که پسر برای برقراری این رابطه داره ، پسر ها موجوداتی هستند که در دوره ی راهنمایی و دبیرستان مثل دیش های ماهواره با این ال ام بی های بسیار قوی فقط در حال سیگنال افکنی اند برای افزایش تعداد دختر ها ، پسر های دبیرستان رو شما همیشه دم غروب می بینید عین کسایی که از باغ گردو اومدن هر کسی می گه من سه تا یکی میگه من دو تا چهار تا پیدا کردم ! دختر رو می گن نه گردو رو ، این طبع پسر ها ست کاری به این ندارن که طرف تپل باشه خپل باشه سرخ باشه سبز باشه لاغر باشه بلند باشه کوتاه باشه تعداد براشون مهمه این خاصیت سن بلوغ پسر هاست ! میل دارن بدونن چقدر رو در حیطه ی تصرف بنابراین این انگیزه برای برقراری ارتباط در پسر با اون انگیزه برای برقراری ارتباط در دختر متفاوته اما هر دوی اینها پشت یک دستگاه قرار می گیرند .. چیزی که کار آدم رو می سازه این خیاله ، خیال ، خیال هر کسی با تصور این که من یه کسی رو پیدا بکنم که بتونه کلام آخر باشه و حرف آخر
پسر جامعه ی ما که 15 واحد درسی گرفته 30 واحد فقط چت پاس می کنه و تمام افکارش تمام ذهنش ، شما نمی دونید هر دختری که در زندگی یک پسر وارد بشه 35 واحد فکری و تمرکز یک پسر رو می گیره ! هر پسری که در زندگی یک دختر دبیرستانی یا ترم اول و دوم دانشگاهی وارد بشه حدود 60 واحد از مغز دختر رو در بر می گیره اینها ساده نیست ، اینها در خودش میتونه آسیب به دنبال داشته باشه ، اگر بچه های ما به جای این پیله کردن های بیخود و این گذراندن وقتها روی سیستم های چت و اینترنت اگر این رو متوجه تفکر در برنامه ریزی در مورد خودشون اعتقاد به خداوند و ریشه یابی به این علاقه ای که به اون دختر دارن می کردن بسیار بسیار بسیار سریع تر به موفقیت می رسیدند این جمله رو از طرف من به خاطر بسپارید :کسانی که در مسیر غلطی گام درستی برمیدارند به مراتب سریع تر از کسانی که در مسیر درستی گام غلطی بر می دارند به مقصد می رسند آدم ها دو گروهند عده ای راه رو عوضی می رن عده ای عوضی راه می رن کسانی که راه رو عوضی می رن به مراتب سریع تر از کسانی که عوضی راه می رن به مقصد می رسن مهم گام برداشتن توئه پسر و دختر با خیال ، توهم ، پشت دستگاه نشستن هر کسی تصور می کنه این کسی که امشب ممکنه باش چت کنم آخرین تیپ تاپی باشه که بتونه پاسخ زندگی منو بده ! دختر ها که معمولا فکر میکنن یه مردی با اسب بالدار از لایه های هفتم آسمون داره میاد پایان که اینو با خودش مثلا ور داره بره .. پسر ها هم دنبال این اند که ببینن از این جالب تر و جادبتر و خوشکل تر و جذابتر و خوش فکر تر و هم دل تر آیا کسی رو می تونم امشب پیدا کنم تو این سیستم یا نه ! و باز زمان زمان زمان ... کاری به این که پیداش کنیم یا نه اصلا بهش ندارم بعضی از ازدواج های چت هم موفق بوده انجامم شده و رفته اما زیر یک دهم درصد زیر یک دهم درصد!!! 99.9 % شد فاجعه !
ما گرفتاری های فردی و اجتماعی رو این طور تقسیم بندی می کنیم
دغدغه مسئله مشکل معزل بحران فاجعه
دغدغه مسئله مشکل معزل بحران فاجعه
99.9 % از ازدواج های چت شد فاجعه ، فاجعه ها !! یعنی ترکیبی از جدال و رسوایی با هم به دلایلی تمام !
خیلی متشکر آقای دکتر یکی از چیزهایی که تو جامعه ی ما همگان به بدی و زشتیش قائل هستن اعتیاده یعنی اصلا لازم نیست که برای این که اعتیاد بده جلسه ای گذاشته بشه همه قبول دارن به اصتلاح یکی از منکراتیه که منکر بودنش توی جامعه ی ما به رسمیت شناخته میشه! احساس میشه که اینترنت و کلا ارتباط های چت و این مقوله ای که شما گفتید این هم یک نوع اعتیاده و امروزه می گن معتاد بیماره یعنی واقعا یه سری بیماری هایی در درون او شکل گرفته که به این اعتیاد روی آورده منتها جامعه هنوز این واژه رو نفهمیده که ایا واقعا این وسیله میتونه واقعا اعتیاد آور باشه یا هر عادتی اعتیاد هست یا نیست لطفا تفاوت عادت ها و اعتیاد ها را بیان کنید و این که آیا این وسیله می تونه جزء وسایل اعتیاد زا محسوب بشه یا نه اینو به خاطر بسپارید هر عملی تحت سه پارامتر زمان تکرار اراده میشه عادت هر
عملی تحت سه پارامتر زمان تکرار اراده میشه عادت ،
هر عادتی تحت زمان تکرار اراده میشه ملکه
هر ملکه ای تحت زمان تکرار اراده میشه هویت
هر هویتی تحت زمان تکرار اراده میشه شخصیت و طبیعت فرد
ما تا قبل از هویت این امکان را داریم که صفتی رو چه خوب چه بد از فردی بگیریم ، اما اگر تبدیل شد به هویت دیگه آسمون چاره اش نمی کنه ، چون شده هویت نکته ای که آقای دکتر فرمودند کاملا درسته ، چت بسته به سن فرد ، اینترنت بسته به سن فرد میزان ادراک ، تفکر و تحلیل فرد می تواند در مدت زمانی که فرد باش ارتباط داره این وسیله ، این تمایل ، این لذت ، این لذت مجازی فرد رو از مرحله ی عمل به سمت عادت ملکه هویت و تا جایی که فرد مسافرت نمی ره ، لپ تاپ نداره ، سیستمی نداره که وصل بشه به اینترنت ، اصلا مسافرت نمیره که از اتصال به اینتر نت دور نشه !!!! اصلا می گه من اگر یه شب نرم تو اینترنت می میرم ! این عین جمله ی یک آقای دانشجوئه
چون تمام لذت و .. این به مرور دچار یک فشار می شه ، یک فشار میشه فشار میشه ، امکان انفکاک این فرد از دستگاه بسیار دشوار می شه ، چون این آدم عادت داره یه جا بشینه ، این آدم تمام اون چه رو که تا دیروز در تخیل خودش داشت از مطالب ادبی ، عشق های رمانتیکی ، لذت های جنسی سکس فلان فیسار بهمان همه چی که تا دیروز تو پستوی خیالش بود الان دیگه بصورت تصویر توی ارتباط مجازی قرار داره ، اخیرا آمریکا یه دستگاهی رو درست کرده یه لباسی رو درست کرده که شما این لباس رو می خری می پوشی اون فردی هم که اون سر دنیاست این لباسو می پوشه ، بعد هر دو می رید روی دستگاه بعد می رید روی خط سکس ها! بعد با هم دیگر شروع می کنید چت کنید که تمامه ... با این موس اون کاری که تو باید با کتف طرف .... داری میگیریش تو بغلت تمام این لباس اون فشار ها را رو به تو میاره یعنی تو احساس می کنی به طور مجازی یک نفر رو گرفتی تو بغلت داری باش عشق بازی می کنی ، این لباس رو اخیرا آمریکا تهیه کرده .. کاملا کاملا کاملا.... واین یعنی رفتن به سمت عمق یک فسادی که تصورش رو نمی شه کرد !!! لذا این دستگاه دستگاهیست که زمینه ی اعتیاد رو فراهم می کنه ، اعتیاد بنا به این تعریفی که ما عرض کردیم خدمتتون اینه ! مهم اینه که شما وارد حوضه ی هویت بشید ، طوری که این زمان تکرار و اراده هاتون شما رو استحاله کرده باشه تو این دستگاه ، انفکاک شما امری قریب به محال باشه ، این یعنی اعتیاد ، ما این دستگاه رو امروز به عنوان یک اعتیاد آور می شناسیم ،
آقای دکتر برای من روشن شد مراحل بحثتون اما دلم می خواد یه تعریف دیگه ای از اعتیاد بدید ، چه شکلی میشه ما عادت ها رو از اعتیاد جدا کنیم ، مثلا صبحانه عادت ماست یا ما اعتیاد داریم به صبحانه ؟
آفرین آفرین ، این سوال خیلی سوال درست و دقیقیه ، بچه ها ببینید آنچه رو که جزء ضروریات ، تعادله تعادل شما ، آنچه را که جزء ضروریات تعادل شما حفظ تعادل شما برای زندگیه ، اینها میشن ابزار لوازم خوراکی یا پوشاکی که ما نیازمندشون هستیم بر مبنای تعادل لذا به عنوان اعتیاد محسوب نمی شوند چون ضرورت تعادل شما هستند ، این تعادل رو خیلی دقت کنید ها خیلی دقت کنید ،، اما اگر چیزی رو شما خارج از تعادل ، خارج از تعادل بهش مبتلا بشید ،
وسیله ی نقلیه ، ماشین ، وسیله ای است برای تعادل حرکتی شماست برای زندگی ! مگه غیر از اینه ؟ اما اگر شب و روز تو شد ماشین سواری ، شب و روز تو شد خوردن ، شب و روز تو شد برقراری رابطه ، آیا به عقیده ی شما این تعادله ؟ این میشه اعتیاد اینو هم به شما بگم ، جسم هر زمانی در یه حالت اشباعی قرار بگیره پیام بس رو میده ، شما معدت وقتی پر میشه ، پیام کافی بودن ، پیام بس بودن رو بهت می ده ! طوری که مثلا می گید اگه یه لقمه ی دیگه بخورم می ترکم ، اما لذت های مربوط به روان مثل سکس ، مثل عشق و حال ، حی بگیم و خلاصه کیف کنیم ، لذت های مربوط به روان آب شوره ته نداره ! هر چه بخوری تشنه تری هر چه بخوری تشنه تری ته نداره بنابراین مجموعه ی لوازم ضروری برای تعادل این ها به عنوان عوامل اعتیاد شناخته نمی شن اما اگر از مدار تعادل خارج شد و گسترش پیدا کرد ، این میشه اعتیاد ،
یه واژه ی دیگری داریم به نام اینکه می گن فلان چیز اعتیاد آوره با بیانی که دکتر فرمودند من اینجور استنباط کردم که اون چیزهایی که اعتیاد آور هستند اون چیزهایی هستند که ما اگر بخواهیم باهاش برخورد تعادلی بکنیم هم این ها نپذیرند یعنی یک لغزنده گی دارند که کم و تعادل رو اصلا ، ذاتا نمی پذیرن ، مثلا یکی بگه آقا من می خوام حشیش را در حد کم ، در حد تعادل استفاده کنم و معتاد بهش نشم ، اصلا وسیله ، وسیله ای نیست که بشه برخورد تعادلی کرد ، لذا می گن حشیش اعتیاد آوره ، شما باهاش ارتباط برقرار کنید شما رو می کشونه به اون سمت حالا آقای دکتر برای نسل جوان و نو جوان ما اینتر نت آیا ... کلا شیوه ی چت ، این بخش از اینترنت که حالا مبحث ماست و مد نظرمونه ، این ها چیزهاییه که میشه برخورد تعادلی باش کرد برا نسل نوجوان یا نه ؟ یا نه این هاهم جزء چیز هایی که اعتیاد میاره ؟
حضور انورتون که عرض کنم همانطور که آقای دکتر عرض فرمودند ، بعضی از مواد از یه شیب لگاریتمی ، از یک لغزندگی خاصی برخوردارن که نمی شه باهاش شوخی کرد در حالی که اگر کسی با این شوخی نکنه ، مشکلی نداره ! یه نفر میاد میگه که : ... ما داشتیم تو این دوستای پزشک و جراحمون گاهی اوقات یکی میومد می گفت که آقای دکتر مثلا هر دو هفته ای یه بار یه نخود مثلا تریاک بندازم بالا ، بعد خوب تریاک یکی از اثرات خیلی مثبتی که داره ایجاد یک تعادلی می کنه در فرد رفتار فرد تصمیم فرد یک ارامشی می ده به تفکر ، حقیقتا تا 3-4 ماهه اول تریاک بسیار چیز خوبیه
دکتر بد جور توصیف می کنید ...
اره اما می خوام به شما بگم می دونید .. آخه یه عده اده ای...
اقای دکتر می دونید که قدیمی های اصفهان با تریاک خیلی حشر و نشر داشتن ..
آخه تریاکی ها اساسا آدمای با معرفتی هستند ..( صدای خنده) اینو جدی عرض می کنم ... تریاکی ها تا سال پنجم و ششم مصرف از بهترین دوستان خودم همین تریاکی ها بودن.....دارن به تدریج آقای دکت.... که تا سال پنجم ششم اینا آدم های بسیار با معرفت ، خوش کپ و گفتگتو با مرام اهل مسافرت تو خانوادشون به چاکرم مخلصم ، اهل هیچ آشغال بازی هم نبودن ، یعنی چاکر زنشون هم بودن منتها منقل و استیل و قرقری و سنگک و سیخ و فلان و اینهاشم ...... تا وقتی که برسه ها .... آفرین ، آفرین حالا فاجعه کجاست ، ببین تا موقعی که برسن ، اینها نمی دونستن ، یا مثلا یه آقای جراحی بود می گفت آقای دکتر من هر دو هفته ای یک بار یه نخود می ندازم بالا اونم بیشتر در حول و حوش عمل جراحی ، دیگه عمل در اوج دقت انجام می دم ، هیچ فشاری هم به من نمیاد هیچ اضظرابی هم به من وارد نمیشه ، یه آرامش خاصی دارم ، بش گفتم آقای دکتر این چاه ویله ها این لب لبش برات جالبه ها این میکشه تت توها ، میکشه تو را داخل ها!! خدا می داند ، این بشر تا اون جا که یادم میاد قضیه مال سال 77 78 بود ، اینقدر هم میومد در مورد مزایاش صحبت میکرد و که چه آرامش... بش می گفتم حواست باشه حداقل قسمی که خودت برای خودت خوردی هر دو هفته ای یک نخود همین باشه ها !!! شما نمی دونید خاصیت تریاک چیه ؟! خاصیت تریاک اینه : این لغزنده ای که آقای دکتر می گه خییلییی درسته خاصیتش اینه : ببینید بار اول یه نخود که مصرف می کنید بسیار آرامش دارید اعتماد به نفس دارید از هیچ چیز نگران نیستید ، میلیون ها بدهکاری دارید ها اما چنان توکلی به خدا می کنید (صدای خنده بلند...) که انگاری .... اصلا انگاری خدا همسایه ی بقلیته ، بعد این تا حدود نخود دوم مثلا فرض کنید توی سه روز دوم یا چهار روز دوم ، یا پنج روز دوم انجام بشه مستله ای نداره ... اگر شما در مدت کمتر از دو هفته چهار بار تریاک کشیده شدید در بار چهارم که شما یک نخود مصرف می کردید این مقدار (با دست مستطیل 50*50) به شما آرامش می داد، دیگه تو دو هفته ی بعدش مثلا این مقدار (3 نخود) مصرف کنه ، تا این مقدار (با دست مستطیل 30*30) به شما آرامش بده ، در ماه سوم شما این مقدار(5 نخود)مثلا مصرف می کنید تا به شما این مقدار آرامش می ده ( با دست 5*5) در ماه ششم شما باید این مقدار(10 نخود) مصرف کنید تا تازه درد رو از شما بگیره و بشید یه آدم معمولی ، یه آدم معمولی مثل ما... بعد از اون اگر این مقدار (10 نخود) دیگه هم مصرف کنید اون آرامش و نشئگی دفعه اول رو بهت می ده ! فاجعه تریاک اینه ! که هر چه از میزان لذت کاسته می شه و به سمت درد حرکت می کنه به مقدار مصرف اضافه می شه ! دستگاه اینترنت همینه ! شما هر چه از این دستگاه ..... طرف رفته بود پیش این جقه... حقه می دونید که چیه ؟حقه ؟ بحمدالله اطلاعات عمومی خوبی هم دارید ؛ حقه به اون چینی گردی می گن که اون لوله ی وافور بش وصله ... اینها یه حقه دیگه رو فکر می کردند ، اینها ماله این نسل اند اصلا با این واژه ها ... از شیشه و .... اینها رو بیشتر می شناسن ، حقه به یه چینی گردی می گن که این لوله ی وافور بش وصله بعد ورق تریاک رو که حرارت می دن می چسبونن تا یه مقداری چیز بشه اون ذغال رو نزدیک می کنن یه سوراخ بسیار باریکی داره بسیار باریک که خون رو در حقیقت از طریق اون ؛ از طریق اون استنشاق می کنن و می کشن داخل ، بنابراین جرم و ناخالصیش کمتره و وافوری ها سالم تر از سیخ و سنگی ها هستند ، علتش اینه که در خود تریاک بسیار مواد ناخالص مثل پودر خون ، اینو بدونید تریاک های امروز 20-23 % تریاک خالص داره بالای 70 % پودر خونه ، یا پودر نوشابه است ، از کشتار گاه ها این رو می گیرن خشک می کنن پودر میکنن ورز می دن این پودر رو با دستگاه هایی که ... ما زیاد در تهران و مراکز دیگه ای که خوب سر و کار داشتیم با این چیز... واقعا دستگاه های عجیبی برای افزایش وزن تریاک دارن که بگذریم این طرف رفته بود پیش این کسی که حقه رو می ساخت ، بش گفت فلانی این سوراخش خیلی کوچیکه ، یاروئه بش گفت : نه این سوراخش به اندازه ی کافی گشاد هست و تو برای کشیدن مشکل نداری ! گفت آقا به جان خودت سوراخش خیلی کوچیکه ! گفت آقا سوراخش به اندازه کافی بازه ، گفت بابا من اصلا استفاده نمی کنم خیلی کوچیکه! زد پشت کمرش ؛ بش گفت سوراخش اونقدر باز هست که تا سال دیگه تو و کامیون تو رو از سوراخش عبور بده ! سوراخش به اون اندازه بزرگ هست که تا سال آینده همه ی زندگیتو از خودش بکشه بیرون ! اینو بدونید دستگاه چت ، اینتر نت و ارتباط دقیقا همین وضعیت تریاک رو داره ، هر چی تو بیشتر زمان بزاری تو رو میبلعه ، میبلعه، میبلعه ! هر روز یک انسان تازه ، توی این چت روم 60 نفر آدم میاد ، کدومشو انتخاب کنی ؟ تو رو می بلعه در خدمتیم آقای دکتر !
خیلی تشبیهات خوبی رو کردند آقای دکتر برای روشن شدن قضیه ! دوستان عزیز گاهی اوقات آدم تو دنیا از چیزی لذت می بره ، می گه لذتشو می برم پا لرزشم می شینم می گن هر کی خربزه بخوره پا لرزش هم می شینه !! خربزه لذت داره ، ولی تو بحث اعتیاد ، همانطور که دکتر هم فرمودند ، تو بحث اعتیاد دیگه تا یه مرحله لذته ، مراحل بعدش فقط تسکینه ، مثال همون آب نمکی که زدن ، تو آب شور عطشش طرف بر طرف نمی شه ، لذتی هم از آب خوردن نمی بره ، یعنی آب خودش خیلی لذت داره ، ولی کی تا حالا از آب شور لذت برده ، بگه من خوردم و لذت بردم ! یعنی این طرف لذت نمی بره ، مجبوره ، یه فضایی که ... اصلا اعتیاد ، یکی از خصلت های اعتیاد همینه کسی که معتاد به چیزی می شه ، بیشتر از این که بخواد برای لذت از اون استفاده کنه به خاطر خارج شدن از یک فشار لذت می بره ، مثل اینه که آدم خودشو تو یه زندانی حبس کنه بعد بگه مثلا روزی 20 دقیقه بیام نسیم به من بخوره نمیدونی چقدر به من لذت میده ، ما اسم اینو لذت نمی زاریم خوب آقای دکتر بکشیم بحث رو روی ازدواج های اینترنتی ،نگاهتون رو رو این پدیده بگید چقدر تو جامعه شیوع داره و اصلا چی هست ، شما تعریفتون رو از ازدواج اینترنتی چه مواردیه ، جز ازدواج اینترنتی حساب می کنید.
خدمتتون که عرض کنم ، یه زمانی در قبل از انقلاب در این مجله زن روز دست به یه کار خاصی می زد ، ..
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 6:39 توسط محمد رحیمی
آقای دکتر قبل از این که .. می خواستم یه نکته ای رو خدمتتون بگم ، این برنامه از شبکه 3 داره ضبط میشه ! دکتر توجه به ....
آقا بحث اون تریاک و تشکیلاتشو ... حتما ها!!!
بخش اول صحبتتون که حتما نصفشو باید بچینن حالا تا از این به بعد میخواهین برین تو زن روز برین اما یه جوری که پاستوریزه باشه ،
حتما این برنامه زیر نظر خود آقای دکتر بانکی باشه چون من اصلا متوجه نبودم ،
نه مشکلی نیست می دیم تو تهران خودشون ،
آره واقعا اینو ....
یه جوری بگید که آره خلاصه ....
خیلی دقت کنید خیلییی دقت کنید ، چون بسیاری از مطالب در فضای خودمون مطرح شد و به هیچ عنوان بحث رسمی و عمومی نیست ،
البته اون تیمی که روی بحث کار می کنن خیلی واردن نگران نباشید حالا اگه یه بحثی هم هست که می دونید حیفه اینا باید بشنون بگید سانسور نکنید ، اونا خودشون سانسور می کنن . بله بفرمایین
حضور انور شما که عرض کنم مواردی بوده که ...
زن روز را می گفتید ...
بله (صدای خنده )
قبلا مجله ی زن روز یه کار خاصی می کرد این میومد ، خدمتون که عرض کنم اعلام میکرد یه دختری مطلب میداد درباره ی ویژگی های خودش که من مثلا دختری هستم 23 ساله قد فلان رنگ چشم فلان ، مو فلان و خواهان پسری هستم مثلا با این مشخصات بعد اینا رو در یک ماتریسی قرار می دادن ، ببینن کی با کی و چه تیپی با چه تیپی همخوانی داره و این ها رو به همدیگه معرفی می کردن ، که بعدها که من با بعضی از دوستان که در این مجله کار می کردن با بر و بچه های قدیمی زن روز میگفتن که مثلا چیزی اقل از 0.1% یا مثلا 0.08 / 0.07 % ممکن بود به یه زندگی موفقی منتج بشه که در سال اول یا دوم منجر به طلاق و اینها نشه ، گر چه اون موقع اونا پارامتر هاشون ، معیار هاشون ، نقطه نظر هایی که داشتن ، شاخص های انتخابشون متفاوت بوده اما الان داستان به مراتب بد تر از اون قضیه است یعنی اونجا یک نفر سومی ، یه گروه ناظری برای مچ کردن این 2 تا بودن اما شما الان اینجا هستید ، یه دختر خانمی هم که معلوم نیست به چه دلیلی ، از تنهایی ها ، کم بود محبت ها ، تنش های ناشی از والدین رفته تو اتاق درو بسته و امروزه خوب می دونید هر چه تعداد اعضای خانواده کمتر میشه ، فاصله ی اعضای خانواده بیشتر میشه ، یه خانواده ی 4 نفری پسره اون اتاقه ، دختره تو اون اتاق ، والدین هم تو اتاق دیگه درو می بنده پشت دستگاهه و خسته هم هست گریانه ناراحته ، حرفش شده می ره پشت دستگاه ؛ این فرد ، این فرد مترصد یه کسی رو پیدا کنه پاسخ روحش رو بده ، نیازش رو پاسخ بده ، غافل از اینکه ، اصلا طبیعت این دستگاه بلعیدگیه !! طبیعت دستگاه اینترنت بلعیدگیه !! طبیعتش بلعیدگیه !! چه در فاز مثبتش ، چه در فاز منفیش ، تو گوگل رو که باز می کنی میرییییییییی!! ممکنه دنباله دو تا منبع اصلی باشی ! توی شاخه ی حاشیه ای هم میری اطلاعات دیگه هم بدست میاری ! اطلاعات، اطلاعات می کشونه ! اطلاعات، اطلاعات می کشونه ! ولع ، ولع میاره ، میاره !! شما برای یه مورد می خواهین چت کنید با یک نفر یه صحبتی کنی ، اون فردی که تو نمیشناسیش شروع می کنه با تو صحبت کردن و بر مبنای تسلطی که در برقراری ارتباط داره تو رو آرام آرام تخلیه می کنه ! اول تخلیه هیجانی میشی ، تخلیه انرژی های منفی میشی ، احساس میکنی یه کسی رو پیدا کردی بهت آرامش میده ، قرار می زارید برای روز بعد ، و روز بعد ، بعد احساس می کنی عجب این با من همخوانی داره ، شما نمی دونید در چقدر از صحبت های پسر ها و دختر های ما میگه که نمی دونید اقای دکتر بسیار با من هم خوانی داشت ، این طور نیست ! این جلوه های اسرار تو بر همخوانی که اونو هم خوان تو می کنه ! این جلوه های ذهن که اونو با تو هم خوانی می کنه ! دقت می کنید چی عرض می کنم ! ؟ اینها تصورات توئه ، تو چون اسرار داری که یک نفر آرامت کنه ، پیام های او هم همراه با التلیامه ، به نظرت می رسه که مظهر آرام بخشی اینه و لذا دختر جامعه ما ، که کمبود محبت داره ، پسر جامعه ی ما که در خانواده در گیر تنش های والدینه احساس میکنه مظهر و کانون آرامش ، این دختریه که الان بش آرامش داده !!! اون اوایلشم می نویسن به خدا توکل کن ، به خدا تکیه کن ، من می دونم منم برای تو دعا می کنم ، از امشب برای تو دعا می کنم! اینم به اون میگه من برای تو دعا می کنم ، فلان می کنم فیسار می کنم ! ته ته ته قضیه میشه اسرار برای دیدار ، تو همون برخورد های اول ممکنه تو بفهمی این اون نیست !!! اصلا دختره اومده میگه من در برخورد اول که دیدمش اصلااا آقای دکتر اونی نبود که من می خواستم ، اما چون یک پس انداز و یک ذخیره ی ذهنی و خیالی مثبت برای او پس انداز کرده ، سه ماه باش چت کرده بدون آنکه ببینش ، حالا که می بینش و می دونه ، عقلش بش میگه که این اون نیست ! ولی چون یه پس انداز سه ماهه در جانب داری از او داره و حرف های اون داره ، میگه در هر صورت احساس کردم که ... به هر حال ... می تونیم خوشبخت بشیم ، دقت می کنی؟؟؟ پسره هم به دلیل همین کمبودی که داره ، جلوه هایی رو به اون غالب می کنه کاذب که از آن خود اون دختر نیست ! ولی میگه آقای دکتر تنها تکیه گاهی بود که احساس می کردم دارم ! به هر حال احساس کردم دوسش دارم ! همین به هر حال ، به هر حال باعث می شد که این ها ارتباطشون نزدیک تر میشد ، از دو شهر ! پسره میومد اون شهر ، ماشینی می
گرفتن تابی می خوردن ، آرام آرام ، آرام آرام آرام بدون آنکه بدانند این دو خط متقاطع ، اینها فقط در یک نقطه به هم طلاقی می کنند و باز کیلو متر ها بعد از ازدواج از هم فاصله میگیرن ، ازدواج اینترنت ، ازدواج دو خط متقاطع ! فقط!! شما در یه لحظه تلاقی دارید بر مبنای نیاز عاطفی و بعد دوباره فاصله گرفته اید
باد آورده را باد میبرد ! خیلی مثال زیبایی رو زدند جناب دکتر ! دو خط متقاطع نا گذیر به هم می رسن ، شما چه بخواین چه نخواین ، یعنی اگر تو دایره دو خط متقاطع قرار گرفتید نمی تونیم بگیم ما می ریم نزدیکیهاش بر می گردیم ، این لاین این خط خطیه که بالاخره به هم میرسن ! مام دلمون میخوان جوانا به هم برسن اما این رسیدن ، مثال مدفن عشق است ، یعنی به محضی که رسیدن واگرایی شروع میشه ، تا نرسیدی هیجان داری برا رسیدن ، تا رسیدی هیجان داری برای گریختن ، مانند قلعه ای که کسانی که بیرون قلعه قرار گرفتند می خوان برن ببینن تو قلعه چه خبره ؟ اونایی که تو قلعه هستن می خوان از قلعه فرار کنن ! آقای دکتر تعبیری داشتن تحت عنوان فاجعه ؟! شما نگاه کنید ما الان تو جامعه مون با دو بحران روبرو هستیم ، یکی بحران تجرد که جمعیت مجردینمون بیشتر از مزدوجینمونه و یکی جوان های آماده به ازدواجمون ، ازدواج ها داره با تاخیر شروع میشه ، جمعیت زیادی به اصطلاح عقب موندن از ازدواج ، ولی ما یه بحران هایی دیگه هم داریم که به طلاق یا طلاق عاطفی داره منجر میشه ! شما دوستان عزیز اگر یه نگاهی به منحنی طلاق ها نگاه کنی دو تا چیز رو تو منحنی طلاق ها می بینی ، طلاق توی کشور ما نه تعادل تاریخی داره نه تعادل جغرافیایی داره ، اگر منحنی تاریخیش و منحنی جغرافیاییش بکشی به چیز جالبی بر خورد می کنید/ از نظر منحنی جغرافیایی هر چی در شهر های بزرگ مثل تهران ، اصفهان ، اینها بررسی کنید می بینید آمار طلاق روز به روز چیه ؟ بالاتره ، هر چی میری تو قسمت های محروم تر مثل لرستان ، شهر کرد ، اون جاهایی که اصطلاحا میگیم مناطق محروم میبینیم پایداری زندگی چیه ؟ بیشتره یعنی ما یه همچین عدم تعادل جغرافیایی چیه ؟ داریم میبینیم تو منحنی های طلاق ، یعنی هر چی محیط ها با وسایل تکنولوژی روز بیشتر آشناتر شدن و عوامل توسعه بیشتر شده ، متلاشی خانواده هم بیشتر شده ! و به ازدواج های موقت ، ازدواج هایی که دوامی نداره مبدل شده ، باز یه منحنی دیگه ای اگر رسم کنیم هر چی کشور ما از نظر زمانی داره پیشرفته تر می شه ، باز طلاق ها داره چی میشه بیشتر میشه که یکی از علت هاش همین مساله است که تحولات تکنولوژیکی که در کشور ما هست ، تحولات فرهنگی رو ایجاد کرده که ما هنوز آماده ی این تحولات نیستیم ، آقای دکتر ما ایرانی ها تو تاریخ از یک بابت زبان زد بودیم ، به دلیل تاریخی ، و اون هم قدرت حاضمه ی فرهنگی که در ایران بوده ، یعنی ما ، چه کشور هایی حتی مثل موغول ها می مدند و کشور رو با خاک یکسان می کردند ، چه کشور هایی مثل اسلام که با گشایش ها و فتوحاتی که خود مردم استقبال کردند ، چه روش های دیگری که ملت ها وارد ایران شدند قدرت حاضمه ی ایرانی اینقدر قوی بوده که اونا رو تو خودش بعد از مدت ااندکی حضم می کرده و اتفاقا اون نتیجه ی حاضمه ی فرهنگی هم خیلی بیشتر بوده یعنی مثلا ما تو اسلام ، اسلامی که آلوده بود با نژاد پرستی عرب ، به اسلام ناب تبدیل شد تو حاضمه ی ما ، ما می بینیم تو فرهنگ تشیع حاضمه ی ایرانی جذب می شه نه اون ناسیونالیستی عرب که تو سال های اول اسلام متاسفانه تو خود جهان اسلام رخ داد ، موغول هایی که اصلا بویی از انسانیت نبردند ، اینها باز جذب حاضمه ی فرهنگی ایران شدند ، مساله ای که ما الان دارم و از شما میخوام بپرسم ، اینه که کو این حاضمه فرهنگی ؟ قطعا این حاضمه ی فرهنگی وجود داره ! گم نشده تو کشور ما ، می خوام شما کمک کنید به عنوان یه کسی که تو این زمینه صاحب نظر هستید ، برای اینکه بتونیم این تکنولوژی جدید را حضم بکنیم ..... ما نمی تونیم اینترنت رو بگیم خذفش کنیم ، ما نمی تونیم جوانهامونو با تکنولوژُی جدید ارتباطشونو قطع کنیم ، اومده دیگه ، چه شکلی حضمش کنیم ، قواعد حضم اینو برامون بگید و چه کار کنیم حاضمه ی جوانهامون قوی بشه ! ؛
بله ، من یه نکته ای رو خدمت عزیزانمون عرض کنم ، همونطور که آقای دکتر عرض فرمودند ما ایرانی هستیم ، ما مسلمان هستیم ، ما آریایی هستیم ، آریایی یعنی چی ؟ آریایی یعنی نجیب ، آی ران که ما الان می گیم آیران یعنی سرزمین مردمان آریایی
، آیران یعنی سرزمین مردمان آریایی ، یعنی سرزمین مردمان نجیب ، ما نجابت داریم ، ما از پیش از اسلام هم نجابت داشتیم ، اسلام به عنوان یک ارزش متعالی یک ارزش جامع ، اومد این نجابت رو متبلور کرد و ما افتخار کردیم که هسته ی تبلور ارزشهای این دینمون ، اعتقادات ما ، و سیره و روش ائمه ی معصومین ما رو تشکیل داد ، هسته ی تبلور ، شما این شاخه نبات ها رو که از مشهد ، یزد یا اصفهان سوغاتی میارن یا می برن ، شما اگر این شاخه نبات رو بخواین بسازین چه کار باید بکنید؟ شما باید آب رو از شکر ، اشباع بکنید ، بجوشونید و سرد بکنید تا اون شاخه نبات منظم ، اون کریستال های منظم 6 وجهی ، 12 وجهی ، 20 وجهی ایجاد بشه ، اما اگر شما هزار بار هم آب رو از شکر اشباع کنید ، بجوشونید و سرد کنید ، تا یک پدیده ، یک پدیده ای توی این آب شکر نباشه ، تو نمی تونی شاخه نبات از توش در بیاری ، اون پدیده چیه ؟ ها؟ نخ ، نخ ؛ اون نخی که تو این آب شکره ، ما به این نخ می گیم هسته ی تبلور ها؟ اون عامل کریستالیزیشن ، اون عامل تبلور ، اون عاملی که باعث میشه این به پولکی تبدیل نشه و اون بلور های منظم رو به تو میده فقط اون نخیه که داخل اینه ! ما به اون نخ میگیم هسته ی تبلور !!!! این سیستم حاضمه ای که آقای دکتر اشاره می کنن ، در حقیقت همین محور تبلوریست که ما روش تاکید داریم ، ما اگر همه ی مسائلمون ، همه ی روابطمون ، همه ی کارهایی که انجام می دیم ، چه برقراری رابطه از طریق اینتر نت باشه ، آیا خطر ناک تر از اینترنت وجود نداره ؟ چرا ، ما چیزی داریم ، که حدود 10 تا 15 برابره اینترنته ، این دستگاه شما نمی دونید چه دماری از ،..... چرا ؟ چون این دستگاه وارد کشور ما شد ، اما فرهنگش وارد کشور ما نشد ! آقا پسر و دختر جامعه ی ما از سر صبح تا شب ، چیک چیک چیک چیک چیک ، برو پایین برو پایین برو پایین ، بیا بالا بیا بالا بیا بالا ، بیا این ور بیا این ور بیا این ور ، آه تلپ افتادی تو دل من نگاه کن (صدای خنده ) از سر صبح تا شب ، یه مشت جک و لطیفه و .... ، این دستگاه به مراتب از اینترنت خطر ناک تره ، به مراتب ؛ چون فرد فرهنگ استفاده ی صحیح از دستگاه رو نمی دونه ! اینترنت هم یه دستگاهیه ! من اینو می خوام عرض کنم خدمت عزیزانم اگر در درون هر انسانی محور تبلور نباشه ، که به حرکاتش انتظام بده ، اگر محوری نباشی که به افکارش انتظام بده ، فرق نمی کنه چه تو دارایی اینترنت باشی ، چه نباشی ! فقط با همین موبایل یا تلفن ثابت یا هر وسیله ی دیگری ، تو می تونی زمینه ی انحراف را فراهم کنی ، من می گم تو این محور رو در خودت ایجاد کن ، در نظام خانواده در قبل از بلوغ بچه ها این محور تبلور والدین هستند ، والدین ! فرق تربیت والدین با تربیت بیرون از خونه ، تربیت سی دی با تربیت کاسته ، کسی که در خانه تربیت می شود ، سی دی وار تربیت می شه یعنی چی ، یعنی این تربیت دیگه پاک نمی شه ، چیزی که روی سی دی ریکورد شد ، ضبط شد ، ضبط شد، دیگه پاک ... ، اما تربیت بیرون ، تربیت کاسته ! یه تربیت منفی ، این بچه از بیرون بگیره ، دوباره برگرده داخل ، دوباره پاکش می کنن دوباره مطالب روز... والدین در خانواده تا قبل از ورود بچه ها و خروج بچه ها کار این محور تبلور رو می کنه ! به این بچه یه محوری رو انتقال می دن به نام خداوند ، این دستگاه حاضمه دستگاه خدا محوری در وجود انسان که بدانی کجا داری به خطا نزدیک میشی ؛ کجا داری به گناه نزدیک میشی ، این ، این درون ، این صندوق ، فطرت الله فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ، این یه صندوقیه ، آقا این یه رادیویی این داخل ، که داره مرتب ، چه خواب باشی چه بیدار ، این رادیو داره می خونه ، پیام های خدا و اس ام اس های خدا را بهت میده ، بعضی ها نامردانه روی این رادیو یه ملافه می ندازن ، بعضی ها یه پتو می ندازن ، کمتره ، بعضی یه تشک می نداز ن ، بعضی ها دورش رو کاه گل می ندازن ، بعضی ها دورش رو سیمان میکنن ، چه می دونم ، اما این رادیو ، تا زمانی که تو زنده ای روشنه و داره می خونه ، برای یه انسانی که خدا محوره ، سیستم تبلورش خدا محوریه ، این رادیو همچنان با صدای بلند داره می خونه ، و همین رادیو انسان رو کفایت می کنه که مرز های گناه رو و مرزهای خطا را بشناسه ،
خیلی متشکر ، پس چند محور بود ، یکی خدا محوری که برمیگرده به اون عقبه ی فکری و اعتقادیه ما ، ما خوشبختانه تو بررسی هایی که تو جامعه انجام شده ، جوانهای ما از نظر عقیقدتی شرایط درستی دارند ، یعنی عقیده حفظه ، یعنی کمتر جوونی رو می بینی که با خود خدا مشکل داشته باشه ، منتها دوست عزیز این عقیده ، عقیده ای که متبلور در زندگی شده باشه ، نه یه عقیده ای که به عقیده ی خود آقای دکتر قشنگ گفتن : گفتن این دو طرفی که دارن با هم چت می کنن ، استفاده ی ابزاری هم از عقیده شون می کنن ، من تو رو دعا می کنم ، تو هم منو دعا کن ، من دارم می رم مشهد ، دعا میکنم تو هم بیای مشهد ، درست؟ این یه عقیده است ، یه عقیده این که عقیده منشا تصمیم گیری برا من بشه که آیا درست هست یا نیست ؟ با چهار چوب اعتقادی من درست است یا نه ؟ عقل محوری می تونه باز اون حاضمه رو قوی کنه ، انسانهایی که عاقل باشن ، غنی شده باشن ، یعنی ما بتونیم از نظر خود مطالعاتی داشته باشن ، مطالعه که می گم ، نه مطالعات ژورنالیستی ، نه مطالعه ای که من خیلی رمان خوندم ، یعنی اینکه از نظر خوراک فکری غنی بشیم ، آدم هایی که غنی می شن از نظر فکری وعقلانی ، اینها مثل یه ناوی میشن که موجهای دریا به این راحتی تکونشون نمی دن ، عمدتا جوونهایی که مورد دست آویز قرار می گیرن ، جوونهایی هستند که در درون پوک اند ، در درونشون اون مایه ی قوی نیست ، عواطف خانوادگی ، ! یه نفر پرسیده چه عاملی باعث شده که این پسر یا دختر عمده ی وقتشونو بزارن روی اینترنت ،/؟ پیوند خانوادگی خودش خیلی جلوی خیلی از خطرات رو می گیره ! یعنی جوونهایی هستند که تا لب دره می رن و نمی یوفتن ، راستش اینه که یک پیوند وسیعی دارن با خانواده ، یعنی هیچ چی جلو دارش نیست ، ولی وقتی می بینه پدر و مادر همراهی نمی کنن ، بر میگرده ! یعنی حاظر نیست پشت پا بزنه به پدر و مادر ، لذا اینا خود خانواده حاضمه ی قوی در ما ایجاد می کنه و جالبه بدونید تمام این حرکت فرهنگی داره اینها رو می زنه ، یعنی یه جوری رابطه ی ما را با خانواده قطع بکنه ، یه جوری ما را با عقلانیت قطع کنه ، ببینید اینها همه نوعا ارتباطی که ما با موبایل ، اینترنت داریم بیشتر داره استفاده میشه از ارتباطات تصویری ، ارتباطات تصویری کمتر تصور خیزه ، شما وقتی یه کتابی رو می خونین فکر می کنید ولی حنبه های زیبا شناختی عمدتا حس زیبایی شما رو تحریک میکنه تا تفکر شما را! یه جوری هم خود اینها حرکت ها جوریه که این ریشه ها رو بزنه ، اون قدرت حاضمه چی بشه ، ضعیف بشه ! آقای دکتر من یه سری از نامه ها رو می خونم لطفا جواب بدید ! نوشته بدون اینکه حواسمان باشد ، اینترنت ، بلوتوث و غیره ما را فرا گرفت ، و به اعتراف همه ی کارشناسان با ورود آن در زندگی ما چیزی به جز استفاده ی غلط در مسیر درست نداشت با این اوصاف با ام ام اس که در راه است چه بکنیم ؟؟؟؟ صدای خنده )
یه نکته ای رو من خدمت عزیزانم عرض کنم و می خوام که این نکته رو بخاطر بسپارید ، این عمیق ترین و اصیل ترین بخش عرایض و صحبتهای من خدمت شما عزیزانم هست ، بسیار روی این پیامی که به شما عرض می کنم تاکید می کنم ، ببینید بچه ها ما در برخورد با مسائل و مشکلات ، و مباحثی که برامون پیش میاد ما دو تا کار می تونیم بکنیم! خطایی که بعضی ها انجام میدهند این است که وقتی یه اتفاقی برایشان می افته مبتلا می شوند به تمرکز بر مشکل به جای تمرکز بر راه حل! من یه مثال بزنم برای شما ؟ آمریکا هر 10سال یکبار کتابی چاپ میشود به نام اشتباهات بزرگ که در زمینه های فیزیک ، شیمی ، پزشکی، نظامی ، فظایی،.... صادقانه ، هر چه اشتباه تو اوت 10 سال داشت می نویسه ! ها!! این کتابها را حتما تهیه کنید و بخونید ، آدرس های این کتاب ها در اینتترنت هست ، در چاپ دهه 60، مدیر سازمان فضایی ناسای امریكا خاطره ای زیبا و جالب نوشته بود : ما در سال 1968 متوجه شدیم، زمانی كه سفینه از مدار زمین خارج میشود و در خلا قرار می گیرد، به خاطر شرایط نمی توان با خودكار روی كاغذ نوشت؛ سازمان فضایی ناسا به شركتهای تجاری سپرد كه خودنویسی بسازند كه در شرایط بی وزنی هم بنویسد، سرانجام یك شركت بعد از گذشت 8ماه و و هزینه 11 نیم میلیون دلاری موفق به ساخت خود نویسی شدند كه در بدترین شرایط نیز قادر به نوشتن بود. هم در شرایط بد می نوشت ، هم در حرارت بالا می نوشت ، هم در آب می نوشت ، هم در 30 درجه ی زیر سانتی گراد می نوشت ، زمانی كه این موفقیت را جشن میگرفتند پیامی از کشور روسیه آمد كه ما از اول هم این مشكل را حل كرده بودیم و با مداد می نوشتیم.
به محض ورود یك مشكل ما باید به جای تمركز در مشكل به روی راه حل متمركز شویم. چه قدر زیبا و صادقانه خود این مدیر ناسا می گه : حماقت دیگه بدتر از این برای ما نبود که ما تمرکز کردیم بر مشکل به جای تمرکز بر راه حل ، بابا این مغز اگر راه بیوفته ام ام اس یا هر چیز دیگه ای. .. اینا که چیزی نیست
یر مردی كه تك پسرش در زندان بود برای او نامه ای نوشت : "پسر گلم تو كه هم اكنون در زندانی و من هم یك پیر مرد 80 ساله ی فرسوده ام، 5000 هكتار زمین، باید برای كاشت سیب زمینی شخم زده شود و من دست تنها چه كار كنم با این زمین و چگونه محصول را بكارم؟" پسرش از درون زندان تلگرافی برای پدرش فرستاد كه نوشته بود : "امسال از كاشت سیب زمینی دست بردار، من 12 قبضه اسلحه داخل زمین پنهان كرده ام، بعد از حبس خودم میام و اونها رو در میارم و میفروشم تا زمین را شخم بزنیم" این تلگراف به دست پلیس رسید و آنها با تمام قوا و تجهیزات به داخل زمین ریختند و زمین را شخم زدند.
مردی به پیش زنش آمد و به او گفت : "نمی دانم امروز چه كار خوبی انجام دادم كه یك جن به نزدم آمد و گفت كه یك آرزو كن تا من فردا برآورده اش كنم" زن به او گفت : "ما كه 16 سال اوجاقمون كوره و بچه ای نداریم، آرزو كن كه بچه دار شویم. مرد رفت پیش مادرش و ماجرا را برای او تعریف كرد؛ مادرش گفت : "من سالهاست كه نابینا هستم، پس آرزو كن كه چشمان من شفا یابد" مرد از پیش مادرش به نزد پدرش رفت؛ پدرش نیز به او گفت : "من خیلی بدهكارم و قرض و قوله زیاد دارم از اون فرشته تقاضای پول زیادی كن"
مرد هرچه كه فكر كرد هوای كدامشان را داشته باشد؟ كدام یك از این افراد تقدم دارند،زنم؟ مادرم؟ پدرم؟
تا فردا راه چاره را پیدا كرد و با خوشحالی به پیش جن رفت و گفت : " آرزو دارم كه مادرم بچه ام را در گهواره ای از طلا ببیند.
اگر این مغزتا راه بندازی خدا همه مشکلاتتونو حل می کنه
بابا اینترنت ، ام ام اس فلان بابا بزار بیاد ...اما این فکر تا راه بنداز بابا تو ایرانی هستی ، تو ایرانی مسلمان هستی اگر تابع ائمه ی معصومین علیه السلام شد فخر عالمه ، فخر عالم تو چیزی کم نداری ، چرا ؟ چون راه تعادل رو به تو نشون میده این یعنی درست فکر کردن ، بابا برو بچسب به اون اندیشه های بزرگ روان شناس عالم : امام علی ابن ابی طالب علیه السلام ، امام علی می گه تو اگر به مشکل امروزت ؛ غم دیروز و اضطراب فردا را اضافه نکنی، مشکل امروز تو هرچه که باشد حل میشود. این مغز رو راه بندازین ، نگران ام ام اس و اینها هم نباشین !!
لطفا نحوه ی برخورد عملکرد برخورد پسر و دختر در صورت ادامه ی ارتباط توضیح دهید ، این ارتباط به صورت تلفنی و اینترنتی وجود داشت تا اینکه منجر به خواستگاری شد ولی به دلیل واجد الشرایط نبودن خواستگار سن 29 سال ،رشته کامپیوتر فراگیر پیام نور بی کار جواب منفی داده شد ولی متاسفانه ارتباطی به صورت محدود تر هنوز ادامه داره ، در ضمن سن دختر 22 سال ،
این خیلی آدم رو نزدیک میکنه به قرائت سوره ی فاتحه !! (صدای خنده ) چی دارم بگم ! بابا ما یه حرف داریم ، یه حرف کلی ، صادق باشید ؛ همین کفایت می کنه
، صادق باشید ، صادق باشید ، واقعیت هایی که بیان می کنید متوجه می شید اگر صادق باشید که بدرد هم می خورید یا نمی خورید ! حجیم سازی های ما برای دیگری است که باعث میشه ما فرد رو تا مرز صداقت در ذهن خودمون بالا میبریم پسر و دخنر جامعه ی ما رو تو این خیابونا برید ، صبح تا شب همدیگر رو بکسل کردنه ، این حرف میزنه ، اون حرف میزنه ، این حرف میزنه اون حرف میزنه ، من نمی دونم چقدر شما ها حرف میزنید ، بعد کار میکشه به حجیم سازی های کاذب غلو گویی دروغ گویی ، و بعد چنان باوری یک پسر به دختر میده ، چنان باور کاذبی یک دختر به یک پسر میده که اینها متوجه نیستن ، اینها واقعیت های خودشون نیستن اینها جلوه های هستند که پرتو افکنی می کنن چقدر زیبا میگه حضرت مولانا